مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)


مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)

مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)

مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)
پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)
مبانی نظری  تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)
مبانی نظری
پیشینه تحقیق
تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل docx
حجم فایل 443 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 126

جزئیات:

توضیحات: فصل دوم پژوهش کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی و فارسی دارد (به شیوه APA)

فهرست

بخش اول : تفکر استراتژیک 17

مقدمه 17

تعریف تفکر استراتژیک: 18

مدلی برای آموزش استراتژیک 19

عناصر تفکر استراتژیک 23

تفکر استراتژیک خاستگاه برنامه ریزی استراتژیک 24

تعریف برنامه ریزی استراتژیک 24

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک: 25

خصوصیات و فواید برنامه ریزی استراتژیک 26

اجزاء مورد نیاز جهت برنامه ریزی استراتژیک 27

ابزارهای  برنامه ریزی استراتژیک 28

تفکر و برنامه ریزی استراتژیک 28

تفکراستراتژیک در مقابل برنامه ریزی استراتژیک 30

وابستگی و هم ترازی اساسی 32

برخی کمبودها و محدودیتهای تفکر و برنامه ریزی استراتژیک 33

یک راه کار مناسب جهت عملکرد بهتر 34

برنامه ریزی استراتژیک طی زمان های متمادی در قالب تفکر استراتژیک تکامل یافته است 34

برنامه ریزی استراتژیک یک تفاوت اساسی را به وجود می آورد 35

چارچوب رابیک کیوب   مدلی از برنامه ریزی استراتژیک با محوریت تفکر استراتژیک 36

آیا تفکر استراتژیک با برنامه ریزی استراتژیک سازگار است؟ 37

دلایل اهمیت برنامه ریزی و تفکر استراتژیک جهت کاربرد مکملی باهمدیگر 39

فاکتورهای اساسی موفقیت دربرنامه ریزی و تفکر استراتژیک و به کارگیری آنها 40

بازنگری درباره مدیریت استراتژیک جدید 41

جایگاه خلاقیّت و شهود در تفکر استراتژیک 42

خلاقیت استراتژیک: 43

انواع تفکر و متفکران: 46

تفکر خلاقانه و آنالیزگرا: 48

خلاقیت یک عامل کلیدی در شکل گیری استراتژی می باشد: 51

تفکر شهودی و نقش و اثرات آن در تفکر استراتژیک 51

راهکارهای شهودی کلاسیک می باشند: 55

تفکر استراتژیک بستر توسعه استراتژیک منابع انسانی در سده 21 56

تعریف توسعه استراتژیک منابع انسانی 57

مفهوم توسعه استراتژیک منابع انسانی  و کاربردآن 58

فرضیات و فلسفه توسعه استراتژیک منابع انسانی 59

رابطه بین برنامه های کسب وکار، برنامه های منابع انسانی و توسعه منابع انسانی 59

تفاوتهای بین آموزش سنتی و توسعه استراتژیک منابع انسانی 61

خصوصیات توسعه استراتژیک منابع انسانی 61

ارتباط دهی توسعه منابع انسانی واستراتژی 62

نقش فرهنگ سازمانی در توسعه تفکر استراتژیک 63

فرهنگ و مکاتب فرهنگی مدیریت استراتژیک 64

ضرورت ارتباط بین استراتژی و فرهنگ و ساختار 67

فرهنگ سازمانی و تفکر استراتژیک : 68

تاثیر فرهنگ بر روی الگوهای شناختی : 69

ساخت فرهنگی که مشوق تفکر استراتژیک باشد 69

بخش دوم: مزیت رقابتی 71

مقدمه: 71

مزیت رقابتی و منشأ آن 72

انواع مزیت رقابتی 80

جایگاه و مدل رقابتی 87

اساس ماهیت رقابت: 88

منابع یک سازمان یا شرکت چه چیزهایی می باشد؟ 89

کاربرد فناوری اطلاعات در ایجاد مزیت رقابتی 91

مزیت رقابتی پایدار در بازارهای اینترنتی 92

روشهای شناسایی عوامل راهبردی در ایجاد مزیت رقابتی: 98

روشهای شناسایی عوامل داخلی راهبردی: 99

الف:رویکرد زنجیره ارزش: 99

ب)رویکرد وظیفه ای: 99

دلیل توجه به منابع انسانی به عنوان عاملی برای مزیت رقابتی 100

کسب مزیت رقابتی با ایجاد سازمان یادگیرنده: 106

بانک،بازاریابی و مزیت رقابتی 108

مروری بر 5 نیروی موثر بر رقابت در صنعت بانکداری 111

بخش سوم: تاثیرتفکر استراتژیک بر مزیت رقابتی 114

مقدمه 114

چشم انداز سیستمی و مزیت رقابتی 114

فرضیه های محرک(فرضیه محور بودن)و مزیت رقابتی 114

تمرکز بر قصد(نیت)و مزیت رقابتی 115

بخش چهارم: پیشینه تحقیق 115

الف) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور 115

ب) تحقیقات انجام شده در داخل کشور 115

 

بخش اول : تفکر استراتژیک 

تفکر استراتژیک خلق آینده آرمانی در لحظه می باشد

مقدمه 

          برای هر سازمانی موقعیتهای استثنائی و استراتژیکی بوجود می آید(استیسی،1387)،  که در این شرایط درک محیط و پیش بینی روندهای اصلی آن با دشواری و خطای زیادی همراه است که استفاده از چهار چوبها و پارادایمهای قبلی کارساز نمی باشد و نظر خبرگان غیر قابل اتکا می باشد(غفاریان و کیانی،1387)، در این چنین شرایطی است که مدیران ارشد یک سازمان می بایست از استراتژیها و روشهای جدید حل مساله استفاده نمایند. به این دلیل ما عبارت موقعیتهای استراتژیک را بکار برده ایم چون این گونه موقعیتها تابحال رخ نداده اند،در چنین وضعیتی است که تمامی ابعاد سازمان تحت الشعاع قرار می گیرد که تصمیم گیری در چنین وضعیتی با ریسک بالایی همراه است و تصمیمات نابجا در محیط متغییر و پرآشوب امروزی موجب زوال یک سازمان می گردند. برای تصمیم گیری در محیط امروزی، مدیران می بایست از مهارتهای شهودی و قدرت قضاوت خود استفاده نمایند. آنان موظفند از تفکر استراتژیک در این راستا بهره بگیرند. شهود نقش اساسی در تفکر استراتژیک دارد ولی نباید از تاثیر فراوان آموزش مدیران غافل گردید(استیسی،1387). جهان امروزی دنیای کسب و کار و تغییر است. با بررسی متون مدیریتی، می توان گرایش عمومی به تغییر مستمر را مشاهده کرد. تغییر مستمر نشانه بارز قرون بیست و بیست و یک می باشد. آلوین تافلر این روند را مرگ ثبات لقب داده است و آن را با شوک آینده در ارتباط می داند(پورحسینی،1389).

        پژوهشگران ریشه های تفکر استراتژیک را در طرح های نظامی که از قرن ها پیش توسط بشر یادگرفته شده است جستجو می کنند، که با واژه هایی مانند اهداف، ماموریت ها، توانایی ها و محدودیت ها جهت رویارویی با مشکلات دریک میدان نبرد به کار برده می شدند که خود آن بیانگر گوشه هایی از کاربرد تفکر استراتژیک بوده است. این در حالی است که یک مطالعه اندک در تاریخ نظامی گری ها بیان می کند که نتایج مثبت در موفقیت های نظامی به طور تصادفی نبودند بلکه آنها یک سری نتایجی قابل انتظار و نشات گرفته شده از تفکر استراتژیک بوده است. همچنین شامل یک مراقبت و توجه پیوسته و دقیق جهت تغییر شرایط و اوضاع محیط و کاربرد معقول و دقیق منابع جهت کسب نتایج بهینه است. فرآیند تفکر و اعمال آن که برنامه های استراتژیک یک سازمان و یا ارتش را هدایت می کند همواره در بخشی مهم و سطح عالی که به طور معمول قابل شناسایی هستند فرموله شده است. هر دوی سازمان  و ارتش  همواره سعی می کنند که قدرت هایشان را جهت بهره برداری ضعف ها و کاستی های رقبا و حریفشان به کار برند اگرچه یک تفاوت اساسی بین نحوه عملکرد آنهاست و آن این است که استراتژی سازمان ها بر پایه روحیه رقابت با دیگر سازمان ها بوده و استراتژی ارتش حول محور تهاجم و تعارض گردش می کند ( Baloch , 2008& Inam ). 

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق تفکر استراتژیک و مزیت رقابتی (منبع محور)

مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند


مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند

مبانی نظری وپیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند

مبانی نظری وپیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند
پیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند
مبانی نظری مدیریت استراتژیک برند
مبانی نظری
پیشینه تحقیق
مدیریت استراتژیک برند
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل docx
حجم فایل 740 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 107

جزئیات:

توضیحات: فصل دوم پژوهش کارشناسی ارشد و دکترا (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همرا با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی و فارسی دارد (به شیوه APA)

فهرست

بخش اول : مروری بر ادبیات تحقیق. 12

تعریف برند. 12

تعریف مدیریت برند. 13

تفاوت برند و محصول. 14

مدیریت استراتژیک برند. 17

ارزش ویژه برند. 19

روش های ارزیابی برند. 20

تئوری های ارزش ویژه برند. 22

تئوری ارزش برند کلر. 22

آگاهی از برند. 23

وسعت و عمق آگاهی از برند. 24

مزیت های آگاهی از برند. 25

تصویر ذهنی از برند. 25

برجستگی برند. 27

عملکرد برند. 28

تصویرسازی ذهنی از برند. 28

قضاوت نسبت به برند. 30

احساسات نسبت به برند. 31

همنوایی با برند. 32

نقاط اشتراک و نقاط افتراق. 33

وفاداری به نام تجاری. 35

سبد برند. 35

ضرورت کاهش تعداد نام های تجاری. 35

ضرورت استفاده از نام های تجاری چندگانه. 36

محدودیت استفاده از نام های تجاری چندگانه. 37

بسط برند. 38

مفهوم کلاسیک نام تجاری. 39

شرایط تعمیم برند. 39

رعایت تناسب در تعمیم برند. 40

چک لیست تصمیم به تعمیم برند. 41

انواع بسط نام تجاری. 42

فشار بر نام تجاری از طریق بسط. 48

واکنش عمومی به بسط نام تجاری. 49

چند خطای کلاسیک. 50

پیش بینی خطر کردن های بسط. 51

هویت برند. 51

ابعاد هویت. 52

منشور هویت. 53

ممیزی برند. 56

عناصر برند. 56

نام برند. 58

URL. 59

لوگو و نماد. 60

کاراکترها. 60

شعار. 61

طنین. 61

بسته بندی. 61

کیفیت و ارزش ادراک شده. 63

برچسب های خصوصی. 64

راهبرد برند مشارکتی. 65

بخش دوم : مروری بر تحقیقات پیشین. 68

الف) تحقیقات  ژان نوئل کاپفرر. 69

ب)تحقیقات فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ. 80

ج)تحقیقات دکتر احمد روستا ، دکتر داور ونوس و دکتر عبدالحمید ابراهیمی  87

ه) تحقیقات مارک بتی. 96

و)تحقیقات مارتین رول. 100

ز)تحقیقات ابوالکادر بورباب و محمد بوکیلی. 102

ح)تحقیقات آندریس استربینگر. 111

 

بخش اول : مروری بر ادبیات تحقیق

تعریف برند 

واژه برند از واژه ای در زبان اسکاندیناوی قدیم تحت عنوان brander (به معنای داغ کردن یا سوزاندن) ریشه می گیرد. آن زمان( و امروزه ) دامداران برای متمایز ساختن حیوانات خود از سایرین ، مهر مشخصی را روی بدنشان داغ می کردند.

طبق تعریف انجمن بازاریابی آمریکا برند عبارتست از : نام ، واژه یا علامت ، نماد ، طرح یا ترکیبی از تمامی این عناصر که به منظور شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده (یا گروهی از فروشندگان) با هدف ایجاد تمایز در عرصه رقابت مورد استفاده قرار می گیرد.[1]

نام های تجاری جزئی از راهبردی اند که با هدف متمایزسازی ، عرضه و تدوین می شوند. شرکت ها برآنند که انتظارات گروه خاصی از مشتریان را بهتر برآورده کنند. برای انجام این کار ، شرکت ها به نحوی هماهنگ و مستمر ترکیبی آرمانی از مشخصه ها – هم ملموس و هم ناملموس ، هم مشهود و هم نامشهود – و به شکل عملی یا نمادین تحت شرایطی که از نظر اقتصادی برای آن ها شدنی است فراهم می آوردند.

نام های تجاری را نمی توان یک نماد بر روی محصول یا صرفا یک طرح گرافیکی یا تزیینی محض تنزل داد.یک نام تجاری ، امضایی است بر یک فراگرد مرتبا تازه شونده و خلاق که محصول «الف» را امروز به بار می آورد ، محصولات «ب» و «پ» را فردا و الی آخر.

نام تجاری می گوید که محصولات چرا وجود دارند ، ازکجا می آیند و به کجا می روند. هم چنین ، خط مشی های آنان را تدوین می کنند. یک نام تجاری ، واقعیتی نوشته شده بر سنگ نیست، بلکه باید بتواند خود را بازمان ، تغییرات در خریداران و فناوری تطبیق دهد. یک نام تجاری به شکل روز به روز ساخته   می شود و هیچ گاه یک بار برای همیشه برپا نمی شود.

نام های جاری بزرگ معناهایی دارند که محتوا و جهت یابی شان را توصیف می کند. در حوزه لوازم خانگی ، برای مثال زیمنس به معنای دوام ، سرسختی و اعتماد است . زیمنس تصویری از وجود دقت و وسواس در کیفیت ساخت آلمانی را زنده می کند.هات پوینت معرّف عملی بودن ، استفاده با خیال راحت و آشنایی با دوست نزدیکی است که مراقب رشد بچه ها بوده است. فیلیپس در نوآوری برای عموم و استفاده از فناوری در خدمات برای کل جامعه شهرتی کسب کرده است. بدیهی است که در هر بازار ، هر نام تجاری بزرگ ، معنای خود را دارد.این معنا بسیار مهم است ، زیرا به خریداران می گوید که تحقیقات ، نوآوری و دیگر تلاش های نام تجاری در چه جهتی قرار می گیرد . یکی بر دوام و دیگری بر عملی بودن یا نوآوری تأکید دارد.درست به همان گونه که یک کلمه نمی تواند در آن واحد دو معنا داشته باشد  - زیرا یکی همواره بر دیگری غلبه می کند – هیچ نام تجاری نباید در تلاش باشد که تمامی معنای ممکن را دربرداشته باشد . هریک مسیر خود را می پیمایدو اثر خود را بر جای می گذارد. [2]

نام تجاری با واژه های زیر مترادف است :

  • هویت
  • امضا
  • اصالت
  • تفاوت
  • تمایز
  • سرمایه اصلی کسب و کار
  • معنی محصول
  • ارزش یک بنگاه اقتصادی در ذهن مصرف کننده
  • راهنما و محرک انتخاب[3]

 

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت استراتژیک برند

دانلود کتاب رفرنس اصلی مدیریت استراتژیک برایان تریسی

دانلود کتاب رفرنس اصلی مدیریت استراتژیک برایان تریسی
دسته بندی مدیریت
بازدید ها 41
فرمت فایل pdf
حجم فایل 10327 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 112
دانلود کتاب رفرنس اصلی مدیریت استراتژیک برایان تریسی

فروشنده فایل

کد کاربری 7173
کاربر

دانلود کتاب رفرنس اصلی مدیریت استراتژیک برایان تریسی

مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک


مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

مبانی نظری
 پیشینه تحقیق
 برنامه ریزی استراتژیک
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 304 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 48

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 

برنامه­ریزی استراتژیک 

یکی از روش­های شناسایی ماهیت برنامه­ریزی استراتژیک بررسی تفاوت آن با سایر روش­های برنامه­ریزی است. امروزه در سازمان­های پیشرفته و در سطوح مختلف سازمان­ها، برنامه­ریزی به سه صورت اساسی برنامه­ریزی استراتژیک، برنامه­ریزی ترفندی[1] و برنامه­ریزی عملیاتی[2] به شرح زیر جلوه گر می­شود.

الف) برنامه­ریزی استراتژیک:

در این برنامه­ریزی، اهداف و خطوط کلی و رسالت سازمان در بلندمدت تعیین می­شود. این نوع برنامه­ریزی جامعیت داشته و در سطوح عالی سازمان شکل می­گیرد؛ در این نوع برنامه­ریزی چارچوبی مشخص برای برنامه­ریزی ترفندی و برنامه­ریزی عملیاتی ترسیم می­شود. این برنامه دارای دید بلندمدت است. در حکم چتری است که کل سازمان را به نحوی در بر می­گیرد.

ب) برنامه­ریزی ترفندی:

این برنامه­ریزی که در آغاز در سازمان­های نظامی به کار گرفته شد، فرایندی است که به وسیله آن، مدیراندسته­ای از فعالیت­های مرتبط را در اجرای یک راهبرد تصویر می­کنند. به عبارت دیگر، برنامه­ریزی ترفندی به مسائلی مربوط می­شود که برای رسیدن به هدف­هایی، توسط برنامه­ریزان سطوح عالی سازمان ترسیم می­شوند. این نوع برنامه­ریزی شامل تدوین هدف­ها و انتخاب وسایل لازم برای دستیابی به آن هدف­ها است. چارچوب زمانی برنامه­ریزی ترفندی، کوتاه­تر از برنامه­ریزی استراتژیک است. در نهایت، این برنامه­ریزی به وسیله سطوح میانی سازمان انجام می­گیرد.

 

ج) برنامه­ریزی عملیاتی:

فرایندی است که به وسیله آن، مدیران اجرایی، فعالیت و گام­های ویژه­ای را در راستای رسیدن به اهداف مورد نظر ترسیم می­کنند. برنامه­ریزی عملیاتی چارچوب زمانی کوتاه­تری نسبت به دو برنامه­ریزی استراتژیک و ترفندی دارد؛ این نوع اغلب توسط مدیرانی صورت می­گیرد که مسئولیت محدود برای اجرای هدف­های محدود دارند.

لازم به ذکر است که مرز بین برنامه­ریزی استراتژیک، ترفندی و عملیاتی کاملاً روشن نیست؛ تفاوت بین این سه برنامه­ریزی نسبی است.

در خصوص تفاوت بین برنامه­ریزی استراتژیک و برنامه­ریزی بلندمدت[3] می­توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1- برنامه­ریزی بلندمدت تنها بر بخش­هایی از سازمان تمرکز دارد؛ اما گستره برنامه­ریزی استراتژیک سراسر سازمان را در بر می­گیرد. تمایز دیگر این که برنامه­ریزی بلندمدت آینده را به صورت انتخابی می­نگرد؛ در صورتی که برنامه­ریزی استراتژیک آینده را به صورت کلی در نظر می­گیرد؛

2-  برنامه­ریزی بلندمدت به طور کلی تصویری است از وضعیت مطلوب آینده و تداوم یا گستره چیزی که از قبل وجود داشته است. این وضعیت­ها یا اهداف نهایی، تصویری مطلوب از آینده یا گستره­ای از وضعیت موجود هستند. تحقق این اهداف ممکن است نیازمند انجام تغییراتی در برخی از روش­های انجام کار یا افزایش در هزینه­های مالی و منابع انسانی باشد؛ اما فعالیت اساسی سازمان همچنان یکسان باقی می­ماند؛ این امر در برنامه­ریزی استراتژیک صادق نیست؛

3-  برنامه­ریزی استراتژیک، به دلیل بروز تغییر یا تغییرات مهم در محصولات یا خدمات آینده سازمان مطرح می­شود. با تغییر محیطی که سازمان در آن عمل می­کند، کارکنان سازمان احساس می­کنند فرصت جدیدی برای انجام برخی امور تازه یا متفاوت وجود دارد که در واقع تداوم امور قبلی نیستند. این حرکت به سوی زمینه­ای جدید یا بعدی تازه، گام یا جهش به درون چیزی ناشناخته است؛ این همان چیزی است که از آن به عنوان برنامه­ریزی استراتژیک نام برده می­شود؛

4-  برنامه­ریزی استراتژیک درصدد شناسایی و حل مسایل استراتژیک است؛ در حالی که برنامه­ریزی بلندمدت بر تعیین اهداف، مقاصد و تدوین برنامه­های عملیاتی برای نیل به این اهداف تأکید دارد؛

5- برنامه­ریزی استراتژیک بیشتر از برنامه­ریزی بلندمدت بر ارزیابی محیط داخل و خارج سازمان تأکید دارد؛

6-  برنامه­ریزی استراتژیک نیازمند تغییرات کیفی بوده و شامل تعداد زیادی برنامه است که براساس مقتضیات محیط انجام خواهند شد؛ در حالی که برنامه­ریزی بلندمدت شامل انتظارات معینی است که براساس وضعیت موجود تدوین می­شود.

برنامه­ریزان استراتژیک معمولاً محدوده احتمالی از آینده ممکن را در نظر گرفته، تصمیمات و فعالیت­های خود را در این محدوده به عمل می­آورند؛ در حالی که برنامه­ریزان بلندمدت یک آینده قطعی را برای خود در نظر گرفته، برنامه­ها و فعالیت­های خود را برای آینده­ای که بیشترین احتمال وقوع را دارد، تنظیم می­نمایند؛ در صورت بروز تغییراتی در آینده فرضی، امکان اصلاح چنین برنامه­ای وجود ندارد؛

7-  برنامه­ریزی استراتژیک بیش از برنامه­ریزی بلندمدت، آینده­مدار است؛

8-  برنامه­ریزی استراتژیک، یک فعالیت پیچیده بوده و نیازمند مشارکت مدیران تمام سطوح سازمانی است. این مدیران نقش فعالی در برنامه­ریزی استراتژیک و سنجش عملکردها (شامل تنظیم و گسترش نظام مدیریت عملکرد سازمان) دارند؛

9-  برنامه­ریزی استراتژیک باید پاسخگوی فعالیت­های سازمانی در قبال تغییرات محیط باشد؛ چرا که محیط در بخش­های غیر انتفاعی می­تواند به شکل پیش­بینی نشده­ای تغییر کند. تأکید برنامه­ریزی استراتژیک بر تصمیم­گیری است؛ چرا که تصمیم­گیری مناسب، توانایی سازمان را در واکنش به تغییرات محیط افزایش می­دهد.

برنامه­ریزی استراتژیک به دلیل ویژگی­های خود همچنین با برنامه­ریزی عملیاتی تفاوت­های بنیادی دارد؛ در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود:

1- اصولاً برنامه­ریزی عملیاتی در سطوح میانی و پایه شکل می­گیرد؛ در حالی که برنامه­ریزی استراتژیک در سطوح عالی سازمان تدوین می­شود؛

2- تأکید برنامه­ریزی عملیاتی بر کارایی و بازدهی است؛ در حالی که برنامه­ریزی استراتژیک بر اثربخشی تأکید دارد. منظور از اثربخشی آن است که هدف­های اصلی و اساسی تعیین شوند و به آنها دست یابیم؛ اما در کارایی، غرض آن است که با بیشترین بازدهی به هدف­های تعیین شده برسیم. به تعبیر دیگر، در برنامه­ریزی استراتژیک با هدف اثربخشی می­کوشیم تا کارهای درست را انجام دهیم؛ در حالی که در برنامه­ریزی عملیاتی، با هدف کارایی، تلاش در این است که کارها به درستی انجام پذیرند؛

3- در برنامه­ریزی عملیاتی بیشتر بر منافع فعلی سازمان تأکید می­شود؛ در حالی که در برنامه­ریزی استراتژیک توجه بر منافع آینده است. به عبارت دیگر، دید برنامه­ریزی عملیاتی کوتاه مدت و دید برنامه­ریزی استراتژیک بلندمدت است. در برنامه­ریزی عملیاتی منابع و امکانات موجود سازمان در نظر گرفته می­شود؛ در حالی که در برنامه­ریزی استراتژیک به منابع و امکانات آینده سازمان چشم می­دوزیم؛

 


[1]. tactical planning

[2]. operational planning

[3]. long rang planning

دانلود مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

بازاریابی داخلی بر رفتار استراتژیک کارکنان شرکت سایپا با تاکید بر نقش میانجی تعهداستراتژیک


تاثیر بازاریابی داخلی بر رفتار استراتژیک کارکنان شرکت سایپا با تاکید بر نقش میانجی تعهداستراتژیک

پیشینه کامل بررسی تاثیر بازاریابی داخلی بر رفتار استراتژیک کارکنان شرکت سایپا با تاکید بر نقش میانجی تعهداستراتژیک

دانلود تاثیر بازاریابی داخلی بر رفتار استراتژیک کارکنان شرکت سایپا با تاکید بر نقش میانجی تعهداستراتژیک

بازاریابی،شرکت سایپا،رفتار استراتژیک
دسته بندی بازاریابی و امور مالی
فرمت فایل docx
حجم فایل 208 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 53

1-1-        مقدمه 

در فضای اقتصادی کنونی جهانی، تلاش برای داشتن کسب و کار موفق کاری بس دشوار است و بسیار دیده شده است که در این مسیر شرکت ها و موسسات قبل از رسیدن به سطوح بالا منحل شده اند و چه بسیار سازمان هایی که با وجود کارکنان شایسته نتوانسته اند در این میدان پر رقابت به حیات خود ادامه دهند. در بسیاری از این شرکت ها برای دستیابی به چشم انداز سازمان استراتژی هایی طراحی شده است که گاهی بسیار ضعیف بوده اند بنابراین شکست آن ها در پیاده سازی استراتژی اصلا دور از ذهن نیست اما پژوهش ها نشان می دهد که حتی استراتژی های خوب نیز با شکست مواجه می شوند(Bonoma, 1984; Huff and Reger, 1987; Wooldridge and Floyd, 1989). شکست در یک استراتژی خوب معمولا به دلیل عدم تعهد افراد به استراتژی مورد نظر و بنابراین عدم بروز رفتار حمایتی مناسب و عدم تلاش مناسب و کافی برای پیاده سازی استراتژی خواهد شد(Heracleous and Barrett, 2001). از آنجا که اجرای استراتژی به طور عمده معطوف به هدف (Barney, 1998) و به طورطبیعی کمال گرا است (Van de Ven and Poole, 1995)، انحراف استراتژیک نشان دهنده عدم حضور رفتار معطوف به هدف است. مسئله ی انحراف استراتژیک و عدم همسویی رفتار افراد با استراتژی ها توسط پژوهشگران بسیاری مورد پژوهش قرار گرفته است (Barnard, 1938; Boswell et al., 2006; Labovitz and Rosansky, 1997; March and Simon, 1958). اجرای موفق استراتژی های سازمان برای دستیابی به سطح بهینه عملکرد سازمان بسیار ضروری است(Noble, 1999).
در بسیاری از موارد همانطور که گفته شد اجرای استراتژی ها به ساختار سازمان یا فرایندهای پیچیده درون سازمان ارتباطی ندارد بلکه بیشتر وابسته به رابطه پیچیده مدیران و کارمندان است(Skivington and Daft, 1991). پیچیدگی اجرای استراتژی ها در دهه های اخیر با گسترش سازمان و افزایش تعداد کارمندان و افزایش میزان خودمختاری و تفویض اختیار در درون سازمان افزایش پیدا کرده است. در این پژوهش تمرکز بر
تلاش های مختلف مدیریتی برای اجرای استراتژی ها به کمک افزایش پذیرش استراتژی ها توسط کارکنان است و انجام فعالیت هایی در جهت حمایت و اجرای استراتژی ها در سازمان است، این گونه رفتار در این پژوهش به عنوان رفتار حمایتی استراتژیک نامیده شده است که به عنوان " فعالیت های حین کار که همسو و در جهت پیاده سازی استراتژی ها می باشد" تعریف می شود. ابعاد مختلفی از رفتار حمایتی استراتژیک توسط پژوهشگران مطرح شده است که از آن جمله پژوهشگران بیشتر به خط دید [1] به استراتژی های سازمان که می توان آن را به عنوان " میزان آگاهی کارکنان از استراتژی ها و هدف از پیاده سازی آن ها " یاد کرد پراخته اند که در این فصل به تفصیل به توضیح آن خواهیم پرداخت. ازجمله عوامل موثر بر شکل گیری رفتار حمایتی استراتژیک که در این پژوهش مد نظر پژوهش گر قرار گرفته است، تعهد استراتژیک کارکنان به اجرا و پیاده سازی استراتژی ها می باشد که به دنبال پژوهش گگنون (2004) شکل گرفته است. تعهد استراتژیک را می توان میزان درک و حمایت مدیران از اهداف و استراتژی های سازمان یا به عبارتی احساس مالکیت استراتژی توسط مدیران و کارکنان و تلاش برای دستیابی به استراتژی مورد نظر تعبیر کرد(Noble and Mokwa, 1999). ابعاد مختلف تعهد استراتژیک در این پژوهش شامل: دانش استراتژیک سازمانی (که معرف میزان آگاهی و دانش کارکنان از استراتژی های سازمان و میزان دارا بودن مهارت های مورد نیاز آن استراتژی ها می باشد)، بازبودن نسبت به کسب تجربه (که میزان واکنش مثبت کارکنان به تجربه ها و انجام اقدامات جدید و میزان پذیرش تغییر در سازمان تعبیر می شود)، اعتماد سازمانی (میزان اعتماد کارکنان به یکدیگر و به سطوح بالاتر سازمان) و سطح سازمانی کارکنان می باشد. با توجه به توانایی بازاریابی داخلی به تحریک و تغییر رفتار افراد، و تاثیری که می تواند بر آگاهی کارکنان از استراتژی های سازمان و افزایش اعتماد در سازمان داشته باشد بنابراین در این پژوهش بازاریابی داخلی به عنوان عامل تاثیرگذار بر تعهد استراتژیک مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این فصل تلاش خواهد شد پس از مفهوم سازی رفتار حمایتی استراتژیک و تعهد استراتژیک، مفهوم بازاریابی داخلی به عنوان عاملی برای تحریک و افزایش تعهد استراتژیک و نهایتا ایجاد رفتار حمایتی به خوبی تشریح و کالبد شکافی شود، سپس به پژوهش های داخلی و خارجی که در این زمینه وجود دارد پرداخته خواهد شد و نهایتا مدل مفهومی این پژوهش با توجه به ادبیات ارائه شده ترسیم و مدل سازی خواهد شد.

 


[1] Line of sight

دانلود تاثیر بازاریابی داخلی بر رفتار استراتژیک کارکنان شرکت سایپا با تاکید بر نقش میانجی تعهداستراتژیک